محمد رضا عزیزی
چهره آقای مدیر مسئول زیر میز پنهان است. میز چوبی را با دودست بالای سرش گرفته و از پارکینگ به سمت شبستان مصلی می برد. میز مانع دیدش هم می شود و هر از گاهی آن را بالا تر می برد تا مسیر جلوی خود را بهتر ببیند. آقای سردبیر پشت سر آقای مدیر مسئول، دو صندلی گردان را روی دوش گرفته و می آید. مدیر مسئول در حال حمل میز از سردبیر سراغ شماره آخر نشریه را می گیرد.
– دیگه دفتر نبرن مستقیم بیارن نمایشگاه از اونجا ببرن دفتر!
– چند تا برداریم برای غرفه؟
– ۵۰۰ فعلاً بسه زیاد خبری هم نیست. بعیده ۶۰۰ تا هم بخرن!
– ۵۰۰ تا رو با مترو هم می شه آورد لازم به کرایه وانت نیست و…
این آقای مدیر مسئول و سردبیر با مدیران نشریاتی که عوامل و دست اندر کاران زیر مجموعه، غرفه را تا قبل از افتتاحیه حاضر می کنند، طراح غرفه کار خود را انجام داده و کارگران، میز و صندلی ها را آورده اند فرق دارند. اینها همان نشریات خصوصی هستند که در میانه بودن و نبودن روزگار می گذرانند. نشریاتی که هر چند اشتیاق بودن و ماندن دارند اما جیب ها خالی است و زمان می برد تا در این اوضاع نابسامان، وضع نشریه احتمالاً بسامان …