امین کفاش
نفرین ابدی تمام کارگران باربری شامل کسانی است که در کارتن های موز، کتاب جای داده اند. این نفرین نامه نانوشته کارگران باربریست و این هم پیشانی نوشت کتابخوان هاست که تا ابد مستأجر باشند. طی دوسال مجبور شدم سه بار اسباب کشی کنم. نیمی از کتاب ها با خودم بود، نیمی امانت خانه مادری ماند. بعد از دیدن جلد۳ «درجست و جوی زمان از دست رفته» در دست آقا فرشاد، قناد محله قدیم شکم به یقین تبدیل شد؛ پدر شروع کرده به بذل و بخشش کتاب های مانده در خانه. از طرفی بهتر از خاک خوردن کتاب بود و از طرفی جلد ۳ رمان مارسل پروست خیلی به درد آقا فرشاد نمی خورد. یک کانال تلگرامی راه انداختم و عکس جلد کتاب ها را درآن گذاشتم. در توئیتر فراخوان دادم هرکس بخواهد می تواند اینها را امانت بگیرد. خیلی سریع یکی از کافه ها میزبان شد و هفته ای یک بار کتاب هایی که خواهان دارد را در کافه می گذارم و امانت گیرنده در طول هفته می رود و می برد. بدم نمی آید ژست آدم هایی را بگیرم که دغدغه مطالعه جامعه را دارند، اما خب، به قیافه ام نمی آید. یک بازی شروع شده که در آن بیشتر از هرکسی به خودم خوش می گذرد.
در زمان کمی کلی …