آنجا نقطه صفر مرزی است. مرز با تروریست هایی که بقایای شان هنوز هم اسلحه به دست منتظر عرض اندام هستند.
شاید منتقدان همیشگی روحانی که فارغ از عملکرد او منتظر بهانه برای تخریب هستند فراموش کرده باشند یا خود را به فراموشی زده باشند اما اگر از بزرگ تر های جریان شان بپرسند به آنها خواهند گفت روزگاری در همین روستاهای مرزی از غروب تا گرگ و میش کسی جرات تردد بدون پوشش افراد مسلح نداشت. هر کوچه کمین بود و پشت هر تپه مخالفانی مسلح آماده شلیک نشسته بودند. حالا ولی رییس جمهور میان کوه هایی که روزگاری برای پس گرفتن هر کدامش ده ها فرزند این کشور شهید شدند در امنیت کامل سفر می کند و آب از آب تکان نمی خورد. خوب است مخالفان روحانی یک بار مرور کنند همان نهادی که امنیت می سازد وظیفه حفاظت از رییس جمهور را هم بر عهده دارد.
اما این همه ماجرا نیست. منصفانه اگر نگاه کنیم می شد با لحاظ کردن همین پروتکل ها و شرایط سخت منطقه باز هم فضایی فراهم کرد تا رییس جمهور و داغ دیدگان کنار هم بنشینند و با هم حرف بزنند. اگر روحانی تاب نقد و حتی شنیدن حرف تند دارد – که فریادهای کارگران معدن یورت نشان داد این ظرفیت را …